خصوصی

من هنوز کافی نتم میدونم بلاخره چند روزدیگه میای میخونی و یه نشونی از خودت مث شماره میذاری...تو فک میکنی من همه متن این مثلم وبلاگو فقط برای تو نوشتم...نه برادر...نه.اگرم یه وقتایی اینجا مینوشتم چون تو به من اجازه حرف زدن ندادی...میدونی داداش من هیچوق بزرگ نمیشم...خودمو میشناسم که اینو میگماا
.الام ک شمارتو میخای بذاری اول اینو بدون که من رفتاری مث قبل خاهم داش.غیر قابل اطمینان و بچههه. بچه ای ک برای هرچی ک دوسش داره و میخادش اونقد گریه میکنه تا به دستش بیاره.بچه ای که جز حرف خودش حرف کسی دیگه رو قبول نداره...محمد جان ت. زحمت این نباش ک از من خبری بگیری من از تو...از حرفای تو...از رفتار تو دلسردو دلمرده شدم...تو اون بچه 18 ساله که گفی من فک میکنم هسی    نیسی...شاید تو راس میگی...ولی نه رویا صادق باش.محمد همیشه راس میگه .من وایمیسم تورو میزنم جیغ و داد را میندازم گریه میکنم  اما بازم همیشه تویی که راس میگی...من احمقم داداشی. احمقم...من احمق بودم.خاسته های من احمقانه بود.احمقانه  که فک میکردم هروق ب یادتم تو ب یادمی احمقانه بود که انتظار داشم ازت...انتظاراتی که دیگه الان ندارم...تا شب تولدم منتظر یه ادمی بودم که حداقلش فک میکردم امسال برعکس میشه رفتارش...من نخاستم.من هیچوق تورو برای خودم نخاستم داداش...تو باش با هر کسی که خودت میخاییی من هیچوق تورو نخاستم برای همسریم.برای زندگیم...ولی تو ب این نتیجه رسیدی که رویا داره واس زندگی ایندش باتو نقشه میکشه...نه این دیگ اون رویا نیس داداش...توام دیگ اون محمد نیسی خودت گفی ...من اشتباه کردم برادر...اشتباه کردم ب اون اندازه ک نمیتونی درک کنی من متاسفم برای خودمون...نمیدونم کیو میخاسم گول بزنم اخه؟؟؟؟؟چرا من حرفای تورو خود تورو باورداشم اخه؟؟؟؟؟؟چرا من احمقانه راس میگفم؟؟؟؟

 

/ 0 نظر / 27 بازدید