سکوت یک رویا

بنام او.....برای او.....به یاد او....
 
........................
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : roya khoshnod

 

من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه برمی خیزند

من اگر بنشینم

تو اگر بنشینی

چه کسی برخیزد ؟

چه کسی با دشمن بستیزد ؟

چه کسی

پنجه در پنجه هر دشمن دون

آویزد

دشت ها نام تو را می گویند

کوه ها شعر مرا می خوانند

کوه باید شد و ماند

رود باید شد و رفت

دشت باید شد و خواند

در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟

در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟

در من این شعله ی عصیان نیاز

در تو دمسردی پاییز که چه ؟

حرف را باید زد

درد را باید گفت

من چه می گویم ، آه

با تو کنون چه فراموشی ها

با من کنون چه نشست ها ، خاموشی است

تو مپندار که خاموشی من

هست برهان فراموشی من

من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه برمی خیزند

و چه خواهد شد آن

 

 

 

شاعر:حمیدمصدق