سکوت یک رویا

بنام او.....برای او.....به یاد او....
 
خانه ی دوست کجاست؟؟
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ تیر ۱۳۸٧ : توسط : roya khoshnod


اینجا در قلب من نهایتی وجود ندارد
اینجا در قلب من مقداری برای دوست داشتن نیست
اینجا در تاریکی
دل من
ارام و بی صدا
به شبهای از دست رفته می اندیشد
شبهایی که انها را به بالهای بلا و غفلت سپردم
و گذشتند
اینجا در قلب من که بی انتها دوست داشتن تو را فریاد میکند
جایی جز عشق و محبت تو نیست
اینجا جای ظلم هر کس بود
درهای محبتت به رو ی قلب نا پاکم نیز گشوده بود
اینجا سکوتی است عمیق
اینجا فرصتی است دست نیافتنی
نه فرصتی است نایاب
برای...
زیستن در چشمان تو
برای جستجو در عجایبت
امانم ده
فقط همین یک شب را امانم ده
مرا در میان خود بپذیر و
و مراا در دنیای سیاهی به حال خود وا مگذار
سرودهای شبانه ام رابپذیر
خدایا قلبم را بپذیر


به قول شاعر عاشقانه های  وجود من:  خانه ی دوست کجاست ؟
                                                 نرسیده به درخت
                                                  کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است

بعد از خوندن این دو تا شعر و مقایسه شون به نظر رسید که خونه دوست فقط یه جا میتونه باشه و اونم دلهای ادمهای با صفا (پس اگه منم بخوام میشه دیگه)
پس باری با صفا شدن دلهای هم دیگه لطفا دعا یادتون نره و ما رو هم فراموش نکیند ....
صلوات لطفا....