سکوت یک رویا

بنام او.....برای او.....به یاد او....
 
امید
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : roya khoshnod

 

((خدای من...

خدای من نهال امید مرا مشکن!

شمع امید مرا خاموش مکن!

اسمان دل پر امیدم را خاموش مکن!

چشمه ی امید مرا مخشکان!

نیلوفر دلم را از ساقه ی امید جدامکن!

برشناسنامه ی دلم مهر ناامیدی مزن!

نخل امید مرا بی بار و بر مکن!

مسافر امیدوار دلم را در ایستگاه ناامیدی پیاده مکن!

بهار امیدم را خزان مکن!   

گلدان امید را از طاقچه ی دلم نلغزان!

حریر دل امیدوارم را پاره مکن!

صدف دلم را بی مروارید امید مخواه!

زورق دلم را در گرداب نومیدی واژگون مکن!

دستان مهربان امید را از گردن دلم جدا مکن!

تسبیح صد دانه ی امید مرا پاره مکن!

یونس دلم را در دریای ناامیدی غرقه مخواه!

یوسف زیبای دل پر امیدم را در چاه تاریک نومیدی تنها و بی پناه مخواه!

لباس امید را که به من عطا کردی از موریانه های نا امیدی در امان بدار!

خانه ی کوچک دلم به فروغ امید روشن است انرا تاریک مخواه!))

خدای من...خدای من این دل بی دلیل زنده را بدون امید مپسند !

امیدوارم امید رو از دل امیدوارم ناامید نکنی!!

ای خدای مهربان تو که اگاهی به بدی های کرده و خوبی های دیده...و هر چه از تو به ما رسید خوبی بود و مهربانی وبخشش و هرچه از من به تو رسید گناه وگناه و گناه...

خدایا از تو میخواهم ازتو که منو خوب میشناسی که جرات توبه در من نیست...از تو میخواهم که شوق گناه را در دل من از بین ببری...و شرم گناه را بیشتر و بیشتر کنی...الهی امین.

بارالها به سرنوشتی که برام مقدر کردی راضی ام...راضی...پس ازتو میخواهم که کمکم کنی که احساسم بر ملا نشه...به امید تو ای مهربان ترین مهربانها.

 

این اخرین مطلب وبلاگمه.((راستی کنکورم افتضاح بود)).